نرم افزار جامع و بین المللی چند رسانه ای تسنیم قرآنی
برای اولین بار در جامعه اهل سنت ایران و کردستان عراق
Comprehensiveand internationalmultimediaquranicsoftware of tasnim
به زودی به بازار خواهد آمد
داری کاربری 4 زبانه به زبانهای فارسی - کوردی – عربی و انگلیسی و در 4 پکیچ مختلف به زبانهای مربوطه و قابلیت ارسال و کاربری به مسلمانان در تمام کشورهای جهان می باشد.
شرحی مختصر از امکانات نرم افزار ((دارای 5 بخش مختلف ))
ادامه مطلب
« روباه گفت: مرا اهلی کن! شازده کوچولو پرسید: برای این کار چه باید کرد؟ روباه در جواب گفت: باید صبور بود. تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها مینشینی. من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هیچ حرف نخواهی زد. زبان سرچشمه سوءتفاهم است. ولی تو هر روز میتوانی قدری جلوتر بنشینی.»
قطعه ای که با هم خواندیم، بخشی از رمان بی نظیر شازده کوچولو بود. روباه طرز و شیوه ی اهلی کردن را به شازده کوچولو آموخت. او را بر حذر داشت که از واژها استفاده کند. چرا که همه ی سوء تفاهم ها را محصول کاربرد واژه ها می دانست. از شازده کوچولو خواست که تنها با شیوه ی نگریستن او را اهلی کند و اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن.
زبان برای ایجاد تفاهم است اما شگفت اینکه منشأ همه ی سوء تفاهم ها هم هست. وقتی به روابط شکننده ی انسانی می اندیشم به وضوح می بینم که زبان چه نقش چشم گیری در برهم زدن روابط انسانی بازی می کند.
ادامه مطلب
پاشو برف اومده. مادرم صدام می زد. با قدری انکار و دودلی، گرمای خواب رو ترک می گفتم و با کنار زدن پرده، از دریچه ی پنجره، حیاط برف پوش رو میدیدم. خبر اومدن برف، بهانه ی مناسبی برای بیدارکردنمون بود. شعف خاصی دلمو فرا می گرفت. انگار جهان بکلّی دیگر شده بود. همه جا سفید. قامتِ درختها از سنگینی برف خم شده بود. شادی آمدن برف وصف نشدنی بود. دوچندان میشد وقتی بهش تعطیلی مدرسه رو اضافه می کردی. اون وقتها خوردن برف از اولین کارهایی بود که آدم دوست داشت انجام بده. شاید با این کار میخواستی زلالی و سپیدی رو به اعماق وجودت روانه کنی. وقتی میخوریش باهاش به وحدت میرسی.
این روزها هم شهرمون برف اومده. ولی البته دیگه اون شور و حال نمونده. شور و حال کودکی بر نگردد دریغا. کیه که برف بباره و یاد شعر مارگوت بیکل که شاملو با صدای گرمش خونده نیفته: ... و هردانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند.
برف با خودش سکوت میاره. به تعبیر سهراب: برف بر دوش سکوت.
ادامه مطلب
صدیق قطبی
* به نشابور عجوزی، عراقیه نام، درویش، ازدرها سؤال کردی. [گدایی می کرد]. برفت. [مُرد.] او را به خواب دیدند. گفتند: «حال تو؟» گفت: « مرا گفتند: چه آوردی؟ گفتم: آه! همه عمر به این در حوالت کردند که خدا دهاد، اکنون می گویند: چه آوردی؟» (طبقات الصوفیه)
* بعد از مرگ، رابعه را به خواب دیدند؛ گفتند: «حال گوی.» گفت: «آن جوان مردان در آمدند، گفتند: « مَن ربّک؟» گفتم: «باز گردید و خدای را بگویید: با چندین هزار هزار خلق، پیرزنی ضعیفه را فراموش نکردی، من که در همه جهان تو را دارم، هرگزت فراموش کنم تا کسی فرستی که: خدای تو کیست؟» (تذکرة الاولیا)
ادامه مطلب
« چنان که آن مرد از نهر المعلی (جانب شرقی بغداد) آن زن را در کرخ (جانب غربی بغداد) دوست داشتی و هر شب در آب زدی و پیش او رفتی. چون یک شب خالی بر رویش بدید، گفت که این خال از کجا آمد؟ او گفت که این خال مادرزاد است، اما امشب تو در آب منشین. چون در نشست بمُرد از سرما، زیرا که با خود آمده بود تا خال می دید».(سوانح، احمد غزالی)
« مرد را زنی بود و بر آن زن عاشق بود و یک چشم آن زن سپید بود و شوی را از آن عیب خبر نبود. چون روزگاری برآمد و مراد خویش بسیار از او بیافت و عشق کم گشت، سپیدی بدید. زن را گفت آن سپیدی در چشم تو کی پدید آمد؟ گفت: آنگه که محبت ما در دل تو نقصان گرفت.» (مستملی بخارایی، شرح تعرف، جلد اول)
ادامه مطلب
سید سابق (رحمه الله) / ترجمه: ابوعامر
قرآن در جاهای بسیاری توجه انسان را به زیباییهای موجود در جهان و طبیعت و اشیای دور و بر او جلب میکند:
{ وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ} [حجر: 16]
(بیتردید ما در آسمان برجهایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم)
{أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ} [نمل: 60]
ادامه مطلب
صدیق قطبی
چگونه شرح دهم لحظه ی لحظه ی خود را برای اینهمه ناباورِ خیال پرست
همدلی در روابط انسانی، بسیار دیر یاب است. آنچه در روابط بینا انسانی آزارم می دهد، فقدان و امتناع همدلی است. جان راولز، نظریه پرداز معاصر عدالت، می گوید، قانونی عادلانه است که قانون گزاران آن، حین تصویب، موقعیت خویش را فراموش کرده باشند. پرده ای از بی خبری نسبت به وضعیت و جنسیت و موقعیت خود فراروی دیدگان خود بیاویزند. غالب انسان هایی که با آنها در تعامل بوده ام، فاقد توانایی همدلی اند. بی اینکه با سکوت، شکیبایی، تأنی و آرامش، به سخنانت گوش دهند؛ بی اینکه با کنار نهادن جزمیات القاء شده و پاسخ های از قبل فراهم، تو را درک و فهم کنند؛ شتابزده وبی تأمل داوری می کنند. حکم می دهند و سریعاً دستورالعمل و توصیه نامه صادر می کنند.
ادامه مطلب
آنچه زندگی را لبالب از گرما و شادابی و طرب می کند، طلب است. طلب، خانه ی نهاد آدمی را از سمومِ رخوت و کرختیِ عاطفی و ملال می روبد و می پیراید. عارف و متألهِ پرآوازه ی دانمارکی، سورن کرکگور می گوید: «آن کس که به شور باخته است به اندازه ی آن کس نباخته است که شورش را باخته است...» وی ایمان را، نفسِ شورمندی و طلب تعریف می کند؛ شوری که انسجام بخش زندگی است: «آنچه همه ی زندگی انسان در آن به وحدت می رسد، شور است، وایمان شور است.»
اقبال لاهوری هم مغزِ مغزای دین
ادامه مطلب
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی
*
هر چقدر می خواهی به من پیله کن
دوست دارم پروانه گی را...
ادامه مطلب
روزگاری پاییز را دوست می داشتم
با برگهای زرد و قرمز
و طنین صدای کلاغهایش
در کوچههای خاکستری
آنگاه که غروب نارنجیاش را در موسیقی بیدریغ باران
تا آخرین قطره مینوشیدم.
روزگاری پاییز را دوست میداشتم
آن روزها که غم شاعرانهای
دنیای معصومیتم را
در سایهی درختان لُخت بارانزده
خیس خیس میکرد و من سردم نمیشد.
ادامه مطلب
دکتر جعفر شیخ ادریس / ترجمه: ابوعامر
رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیمان صلح حدیبیه را با قریش در مکه امضا نمود و سپس به همراه یاران خود به مدینه بازگشت؛ در حالی که آنان در مسیر بازگشت بودند سورهٔ فتح بر وی نازل گردید: {إنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِیناً} (ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه] پیروزی آشکاری!)
ادامه مطلب

«همواره خود را ناتوان از احساس تنفر نسبت به هر موجودی نگاه داشته ام. با توسل به دوره های طولانیِ انضباط شدید توأم با دعا و عبادت، چهل سال است که از احدی در دل نفرت ندارم. می دانم که این، ادعایی بزرگ است؛ با وجود این در نهایت تواضع چنین ادعایی دارم.»
«اما از پلیدی، هر کجا که باشد، متنفرم. من از نظام حکومتی ای که انگلیسیان در هند بر پا ساخته اند متنفرم. از استثمار بی رحمانه ی هند متنفرم. به همان اندازه که از اعماق وجودم از نظام زشت نجس انگاری [اعتقاد هندوان به به نجس بودن طبقه ای از جامعه] که میلیون ها هندو بانی آنند نفرت دارم. اما همان گونه که از هندوان سلطه جو نفرتی در دل ندارم، از مستبدان انگلیسی نیز هیچ تنفری ندارم. من در پی آنم که با توسل به روش های عاشقانه ای که پیش رو دارم در اصلاح آنها بکوشم. ریشه های عدم همکاری من نه در نفرت که در عشق نهفته است.»
ادامه مطلب
با پایان یافتن داوری وبلاگ های شرکت کننده در مسابقه وبلاگ نویسی کلام نور ، نتایج این مسابقه به شرح زیر اعلام می شود. وبلاگ های برگزیده ویژه دانشکده های فنی و مهندسی و مراکز تربیت معلم به تریتب زیر معرفی می شوند:
نفر اول ؛ امید خانی خواه با وبلاگ قرآن آسمانی از دانشگاه فنی شهید چمران رشت
نفر دوم ؛ عدنان حسینی با وبلاگ تسنیم قرآنی از دانشکده تربیت دبیر فنی گیلان
نفر سوم ؛ مجید باشرف با وبلاگ معجزه ماندگار از دانشگاه فنی شهید چمران رشت
نفر چهارم ؛ مهدی شعبانی با وبلاگ مهیمن از شهر بروجرد
نفر پنجم ؛ حمید عابدینی با وبلاگ شهر قرآن از شهر تبریز
نفر ششم ؛ رسول گل محمدی با وبلاگ برهان از شهر تهران
هدایا و جوایـز نفرا ت برتر:
نفر اول: تندیس، لوح تقدیر، یک سکه تمام بهار آزادی
نفر دوم: تندیس، لوح تقدیر، نیم سکه تمام بهار آزادی
نفر سوم: تندیس، لوح تقدیر ، ربع سکه تمام بهار آزادی
به 10 وبلاگ برتر، لوح تقدیر و کارت اعتباری 200 هزار ریالی
* عالم حق فراخنایی است، بسطی بی پایان عظیم.
* هر که را خلق و خوی فراخ دیدی، و سخن گشاده و فراخ حوصله، که دعای خیر همه عالم کند، که از سخن او ترا گشاد دل حاصل می شود، و این عالم و تنگی او، بر تو فراموش می شود، آن فرشته است و بهشتی. و آنکه اندر او و اندر سخن او قبض می بینی و تنگی و سردی، که از سخن او چنان سرد می شود که از سخن آن کس گرم شده بودی، اکنون به سبب سردی او آن گرمی نمی یابی، آن شیطان است و دوزخی. اکنون هر که برین سِر واقف شود و آن معامله ی او شود، به صد هزار شیخی التفات نکند.
ادامه مطلب
Adnan hossini
معلم ، علم ، پیامبران
معلم تابنده ترین و زیبا ترین اسطوره دوره تحصیل ، معلم زیبا ترین و پاک ترین تندیس دوره کودکی ، ومعلمی یادگاری از طرف پاک ترین انسان های روی زمین ((پیامبران)) عطر دل انگیز نیمه اردیبهشت ماه، شمیم دل نواز روز و هفته ای مبارک را به همراه می آورد که یادآور قلم است ( ن و القلم و ما یسطرون) و تعلیم و تعلم (یزکیهم و یعلمهم الکتاب) . یعنی همه آنچه که آفرینش بر آن بنا نهاد شده است و تمام آنها در یک کلام خلاصه مشود، «معلم». معلم اسطوره جهاد است و ایثار – دلسوزی است و از خود گذشتگی – تعلیم است و تعلم و ... و اینک یاد باد آن روزگارانی که قلب و دل پاک و مملو از عشق به تربیت و تحصیلمان را صادقانه و خالصانه در محضر معلم قرار می دادیم و تعالی خود و ایران اسلامیمان را در گرو اطاعت از او می دانستیم، و امروز چه شیرین است تجلی آن ارتباط صمیمانه و تعامل دوستانه. روز و هفته معلم را به یکایک معلمان دیروز و امروز و فردا از اعماق وجود تبریک گفته ، بر دست مهربان و سرشار از محبت و عشق آنها بوسه می زنم
تبلیغات